بدرود تا روز موعود...
دل نوشته های پسری که عمرشو داد به باد... به پاش...
پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤ :: ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

تو این وبلاگ داستان زندگیمو مینویسم!

به امید این که یروز اونی که باید بخونه بیاد و بخونه...

مخاطب خاصم ندارم

In the meantime I have sufficient proficiency in English, French and Arabic

I said this to friends abroad who are doing Sfhmv Trnslyt...

i love youhttp://images.persianblog.ir/761793_NFX14t1H.jpg



موضوع مطلب : تنهایی / احساسی / غم انگیز / سنگین
جمعه ۸ فروردین ۱۳٩۳ :: ٩:۳۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد
متن زیبا ودوستانه یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش

موضوع مطلب :
شنبه ٢۸ دی ۱۳٩٢ :: ۳:۱٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد
سلام به همه مخاطبای عزیزم گرفتار تمرینات و مسابقات و امتحانات و پول دراوردن بودم راستی رفته بودم ارمنستان مسابقات مبارزات آزاد روم سیاه باختم اما نه خیلی بد سوم شدم اونم از بدشانسیم چون به اون کسی که من بهش باختم خودش تو فینال باخت والا دوم میشدم بهر حال جایزش پول بود شکر خدا یه ١۵تومنی کاسب شدیم اما امتحانات نه خوب نه بد همین که بگم با هر جون کندنی پاسشون کردم و کارم که بهتون نمیگم چیه!!دنبال خرج و مخارج دانشکده و نون توی سفرمون اما منتظر باشین تا فصلهای جدیدم رو میخوام رونمایی کنم هرچند خیلیا به کام خیلی ها شیرین نخواهد اومد خصوصا اون ....و راستی این متنو لب مرز با گوشی نوشتم اگه ریز و بد رنگ بود به بزرگی خودتون ببخشید دوستتون دارم فعلا

موضوع مطلب : تنهایی / ممتاز / عذر خواهی
جمعه ۱٥ آذر ۱۳٩٢ :: ٧:٢٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

 


کاش هرگز در محبت شک نبود تک سوارمهربانی تک نبود

کاش بر لوحی که بر جان دل است واژه ی تلخ خیانت حک نبود



موضوع مطلب : درد دل
شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢ :: ٩:٥٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

سرجوخه ی اعدام



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : اعدام / مرگ / عدالت / قصاص
شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢ :: ٩:٠٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

سلام به همه دوستانی که مخاطب وبه  من بودن

اول از همه یه معذرت خواهی به همتون بدهکارم به دلیل وقفه طولانی که بین آپ هام اتفاق افتاده

البته دلایل خودشو داره از طرفی درگیر درس و دانشگام از طرفی تمرینات کشتیم سخت تر شده چون داریم آماده میشیم برا مسابقات

و اما ادامه ماجراهای من که لطف شما ها باعث اشتیاقم به نوشتن ادامش شد

چند تا وخاطب خاص داره این وب (خاص من نه ها خاصه وب فقط) نوکر همتونم هستم

میدونم هی اومدین و خبری از آپ جدید ندیدین ناراحت شدین

فقط میتونم بگم ازهمتون معذرت میخوام ایشالا که جبران کنم

قلبماچقلب

انجام مشکل ترین ها به شیوه آسان


موضوع مطلب : عذر خواهی
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢ :: ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

هیچی تو دنیا مثل لحظه ی پایان هجران نیست

من حاظرم با بهشت خدا" طاقش" بزنم

تو چی؟؟؟

http://www.98up.in/images/egsm67lrqkuev5k3jym.jpg



موضوع مطلب : عشق / احساسی / خدا / هجران
سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳٩٢ :: ٩:٠۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

طبل بزرگ زیر پای چپ ایـــــــــــــــــست خبــــــــــــردار!!!



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳٩٢ :: ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

آغاز فصل عاشقی

http://majidsedaraty.persiangig.com/image/1.jpg



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : داستان عاشقانه / داستان عشقم / غمگین / دختر
دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢ :: ٩:٥٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

باغچه ی من

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1391/12/12/879749_545.jpg



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :
دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢ :: ۱:۱٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد
(..')/♥ ♥('..)
.\♥/. = .\█/.
_| |_ ♥ _| |_

Salut
Bienvenue sur le blog M
Je suis sur le Psndtvn
bonne chance
Oubliez l'



موضوع مطلب : احساسی / تنهایی / ناشناس
یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

ضربانـــــ قــلـبـــــــــــ

http://www.shafaqna.com/persian/media/k2/items/cache/045d34d07a8d6d496d7bc9104adf3a77_XL.jpg



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : داستان عشقم / داستان عاشقانه / غمگین / سنگین
یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

روزهای سرد...



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : احساسی / داستان عشقم / غمگین / غم انگیز
شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:٠٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

 

 http://hidoctor.ir/wp-content/uploads/2012/05/khashkhash-277x300.jpg

کی میدونه در پس این گل زیبا چی چیزایی که اتفاق نمی افته؟



موضوع مطلب : احساسی / تنهایی / غمگین / شب
شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد
شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱:٠٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

قرار داد بزرگ

 

 

لازم به ذکره که ماجرا رفته رفته به هیجانش

افزوده میشه پس شیرینی شو کس میفهمه که

از اول تا تهش باهامه

راستی از نظراتتون محرومم نکنین

دوستون دارم مقداد

 

 

 



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : داستان عاشقانه / داستان عشقم / تنهایی / مفهومی
جمعه ٢٩ شهریور ۱۳٩٢ :: ۳:۳۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

روزهای نه چندان شیرین



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : داستان عشقم / داستان عاشقانه
دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:٠۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد
دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:۱۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

دختر ممنوعhttp://hamechiz13.persiangig.com/image/dokhtar%20va%20pesara/Copy%20(2)%20of%20N0_GIR.jpg



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : دختر / فلسفی
یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ :: ۳:٠٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

ساعت وقته غروب بود از شیشه ی پنجره عقب ماشین ذل زده بودم بیرون تپه ها میدوئیدن انگار

جاده ساوه به سمت جنوب رو میشکافت و جلو میرفت حتی روزشم یادمه 4فروردین1387

وقتی نزدیک چراقهای اصفهان رسیدیم خیلی از شب گذشته بود

به زحمت تونستیم ستاد اسکان فرهنگی هارو پیدا کنیم تا شاید با کارت پدر 30سال کار کرده و بازنشستم بتونیم جایی رو برای استراحت شب ...

اسمش محله ی زینبیه بود کوچه ی اقاقیا

نمیدونم چرا اومدم تو حیاط...

چرا دیدمش و چرا شروع شد

انگار همه چیز تو دنیا دست به دست هم داده بود تا اون من عاشق شم

یه ماشین عین ما رو به روی ما پارک بود عین ما مسافر و عین ما پلاک شهرستان

با خودم چی فکر کردم اون لحظه مقداد! بله تو که اهل ... نیستی

میدونم

پس این فکرا چیه تو سرت؟

این کیه آخه؟

چرا سرتو میخارونی جواب منو بده؟

نمیدونم؟

آقا آقا...

بله بفرمائید حالت خوبه؟

ها بله چی؟

...ادامه دارد



موضوع مطلب : داستان عشقم / داستان عاشقانه
یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:٤۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

همین دیشب تو وب گردی های سر گردانم به یه وبلاگ برخوردم ..

وقتی به خودم اومدم دیدم ساعتهاست دارم مطالبشو زیر و رو میکنم

قالب و فانتزی های اونچنانی هم نداشتا >>> آره این حرفای دله آدماست که

بقیه رو مجذوب میکنه گاهی اوقات تو بلندی هایی که وایمیستم

حس میکنم به یه عرفانی رسیدم

نمیدونم شاید به خدا نزدیکتر میشم اما ...

روزها حتی ماه ها شاید طول بکشه تا آدم متوجه خیلی چیزا بشه که تا اون موقع بی تفاوت بوده بهشون

حتی وقتی چیزی کم نداری ...

آدم یه لحظه به خودش میاد چه کارا که نکرده و چه کارا که نباید میکرده و کرده..

خواننده عزیز نمیدونم چی تو دلت میگذره اما برامن بزرگترین درد از دست دادن فرصت هایی بوده که از دست دادمشون

آره زمان رو هیچی جبران نمیکنه... هیچی

گوشه ی این دنیای مسخره گاهی چه آدما پیدا میشن واقعا

ماها از کی داریم الگو میگیریم؟ واقعا؟؟؟



موضوع مطلب : درد دل / ممتاز
شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

دستهای تو اگر بود دستم توی جیبم نبود...

احمد روشن



موضوع مطلب : تنهایی / حسرت / غمگین / سوختن
جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱:٢۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

میگم مخاطب جون بیخیال شو

کامنت گذاشته  با نشونی لینک

رفتم تو وبش


برداشته تو about پروفایلش نوشته:


درگیر من نشو، همــــدم نمیشوم!
اعتماد به نفس بعضیا صاف تو لوزوالمعدم !!



موضوع مطلب : عجیب / خاص
دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢ :: ۸:٢٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

بهترین روزها و سالهای زندگیمو از دست دادم

بین کوهی از سرزنش ها محاصره شدم

فهمیدی چقد حالم بده؟؟

نمیدونم این زخم خوب شدنی هست یا نه

فقط میخوام این روزای لعنتی رد بشن و برن نمیدونم

نمیدونم چی سرم میاد بعد ازین

همه مدالامو از پنجره اتاقم پرت کردم تو باغچه ی حیات

 

 

دیگه هیچ چی و هیچ کسو دوست ندارم

از همه بدم میاد و از خودم

 

 

لامپ اتاقم مدتهاست که روشن نشده

دیگه عاشق و تاریکی ها و سکوت شدم

کی گفته مرد گریه نمیکنه؟؟؟
کاش منم یه چاه داشتم و دیگر هیـــــــــــــچ/



موضوع مطلب : حسرت / غمگین
دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢ :: ٧:٤٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

بی تو دنیـــا بر ســـرم آوار شد

بیـن ما هــر پنجره ، دیوار شد


درد مـــا در بودن ما ریشه داشت

رفتن و مردن ، علاج کــار شد

آشنایی های خوش آغاز ما..

ابتدا نفرت ، سپس انکار شد

آنـــکه اول نوشـــدارو می نمود بر قلب من،زهـــر نیش مار شد

تا که یاری آمد جایم گرفت ، بیزار شد...

عاقبت بــا حیلة ســـــوداگران عشق، هم کالای هر بـــازار شد

آب یکجا مانده ام ، دریا کجاست ؟ مُردَم از بس زندگی ، تکرار شد

http://www.love633.loxblog.com/upload/love633/image/1_sunset.jpg



موضوع مطلب : احساسی / تنهایی / فلسفی
دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

روزام رنگ شب به خودش گرفته و شبام رنگ بیداری

مدتیه از یه جاهایی همینجوری دلم نمیخواد رد بشم

راستش میترسم بغل دستیام چشامو ببینن اونموقع

http://th02.deviantart.net/fs70/PRE/i/2011/066/e/d/lonely_night_walking_by_paralleldeviant-d3b4i0j.jpg



موضوع مطلب : تنهایی / مفهومی / خاص
دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢ :: ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

بخدا میدونم هرکی خودشو خلاص کنه صاف میره جهنم

بارها اینو بهم گفتن و شنیدم

اما به اسمت قسم من این دنیا و آدماشو دیگه نمیخوام

باور کن جهنم خدا رو میخوام...

باورکن...

 http://soha90.gegli.com/Files/www_Gohardasht_com_40962.jpg



موضوع مطلب : تنهایی / خودکشی
یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ :: ٥:۳۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

http://up.98love.ir/up/mamadzar/Pictures/love/girl_and_boy.jpghttp://www.animateit.net/data/media/9/img97.gifhttp://www.pro.uploadpa.com/file/13744222655025

گاهی وقتا دلم خیلی تنگ میشه انقدری که دوست دارم داد بزنم

به خدا بگم آخه چرا من؟؟؟



موضوع مطلب : تنهایی
یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ :: ۳:٢٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

دلخوشی منم سر زدن شما دوستای مجازی به نوشته ها و حرفامه

بعضی هاتون انقد با محبتین که آدمو خجالت زده میکنین

گاهی اوقات از خوندن بعضی نظرها ساعتها به فکر فرو میرم

حتی وقت مطالعه م یا پشت فرمون

خالصانه میگم ازتون ممنونم

http://picpulp.com/wp-content/uploads/2013/03/cute-love-pink-separate-with-comma-Favim.com-230177.jpg?b4816e



موضوع مطلب : ناشناس / سنگین / مفهومی
یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ :: ۳:۱٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

بعض وقتا که پیامی نمیاد...

همون پیام های قدیمیشو بازم میخونی و پیامهای خودتم میخونی

که ببینی تو چی گفتی و اون چی جواب داده

بدتر ازین نمیشه که جز پیامهای اپراتور تو گوشیت نباشه

به این میگن دلتنگی

یا پناه اوردن به یه مانیتور کوچیک توی اتاقت و ...

باور کن که بی کسی بد دردیه

و بد تر از اون این که دیگه نخوای که کسی باشه...

 http://www.inc.com/uploaded_files/image/mobile-phone-panoramic_18561.jpg



موضوع مطلب : سنگین / احساسی / تنهایی
یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ :: ۳:۱۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

 

http://ups.night-skin.com/up-92-02/ff-tavalodi-p3.gif




موضوع مطلب : احساسی / تنهایی / غم انگیز
یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ :: ۳:٠۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

جانی که خلاص از شب هجران تو کردم

در روز وصال تو به قربان تو کردم

خون بود شرابی که زمینای تو خوردم

غم بود نشاطی که به دوران تو کردم

آهیست کز آتشکدۀ سینه برآمد

هرشمع که روشن به شبستان تو کردم

اشکیست که ابرمژه بردامن من ریخت

هرگوهر غلتان که به دامان تو کردم

صد بار گزیدم لب افسوس به دندان

هربار که یاد لب ودندان تو کردم

دل باهمه آشفتگی  ازعهده برآمد

هرعهد که با زلف پریشان تو کردم

درحلقۀ مرغان چمن ولوله انداخت

هرناله که در صحن گلستان تو کردم

یعقوب نکرد ازغم نا دیدن یوسف

این گریه که دور ازلب خندان تو کردم

داد از صف عشاق جگر خسته برآمد

هرگه به سخن از صف زده مژگان تو کردم

دوشینه به من این همه دشنام که دادی

پاداش دعاییست که برجان تو کردم

http://gooderion.persiangig.com/Najva/Image/moon-night.jpg


 



موضوع مطلب : احساسی / شب / عشق / تنهایی
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٤:۳٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

http://www.shamgh.loxblog.com/upload/shamgh/image/42504865121872196207.jpgنبودن هایت آنقدر زیاد شده اند
که هر رهگذری را شبیه تو می بینم !!
نمی دانم غریبه ها ” تــــــــــــــــــــو ” شده اند
یا تو ” غریبـــــــــــــــــــــــــــه ” ؟؟!!



موضوع مطلب : تنهایی
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٤:۳٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

http://up.clip2ni.com/i/images/4a8q57v0f3i36xfhpusu.jpg

 

 

 

من در میان مردمی هستم
که باورشان نمیشود تنهایــــم
میگویند خوش بحالت که خوشحالی
نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست
برای دوست داشتن مــــــــن



موضوع مطلب : تنهایی
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:۳٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد
آه،می ترسم شبی رسوا شوم
بدتر از رسوایی ام تنها شوم

وای از این صیدوآه ازآن کمند

پیش رویم خنده پشتم پوزخند

برچنین نامهربان دل مبند

دوستان گفتن ودل نشنید پند



باید بازیگر شوم ،
آرامش را بازی کنم …

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …
.
.
حکم اعدام بود، اعدامی لحظه ای مکث کرد و بوسه ای برطناب دار زد.

دادستان گفت صبر کنید، اهای زندانی این چه کاریست؟؟

 زندانی خنده ای کرد و گفت:

بیچاره طناب نمیزاره زمین بیفتم ولی آدمها بدجور زمینم زدن!

http://www.toopfun.com/wp-content/uploads/2011/08/hanging.jpg



موضوع مطلب : نامردی
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:۳٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد
ﺧــﺪﺍﯾــــــﺎ
ﺑﻪ " ﺟﻬﻨﻤﺖ "
ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ

" ﻣﯿﺴﻮﺯﺍﻧﯿﻢ "

http://static.niazerooz.com/im/p/91/0220/safe6347215702220.jpg


ضبط کرده ام تمــام حــرف هــایــت را
نــَ بــرای این روزها که بی تـو ام

صدایتـــ انقدر ارامــم میکـند کــِ یـادم میـرود بایـد نفس بکشــم !!!

https://sites.google.com/site/helal92blogfa/2cq0ier.jpg



موضوع مطلب : سوختن / خودکشی
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:۳۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد


نگران اشکهایم نباش





از لبخندم بترس که معنایش





اشکهای فردای توست!!!
.http://www.ghajar.fr/soheil1/jabr%20e%20nabudan.jpg


http://axgig.com/images/57240465388109711813.jpg

یه خیابون هایی
یه عطر هایی
یه آهنگ هایی
یه تیکه کلام هایی
یه لباس هایی
... یه کارایی...
یه روز های خاصی
یه فیلم هایی
یه پارک هایی
یه عــــکــــس هایی
یه...
اینا شاید هیچی نباشن ،
ولی گاهی خیلی عذاب آورن
برای یه آدم هایی !!!


موضوع مطلب : تنهایی / سنگین / احساسی / مفهومی
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:۱٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد


کاش خوشبختی هم مثه مرگ حق بود !

http://www.jahangirrazmi.ir/pix/O%20(1).jpg



موضوع مطلب : خاص / مرگ / خدا / فلسفی
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:۱٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

http://sahen_entezar.loxblog.net/upload/sahen_entezar/image/sahen/image_74991.jpg

فاحشه بودن به تن فروشی نیست

به فروختن خاطرات قدیمی به بهای ورود یک تازه وارد است!

http://axgig.com/images/55682644511063542099.jpg


خدایا!
جسم من دشتی است ...

که بذر نیکی در آن می کارم

وبا نام تو ان را ابیاری می کنم

تا گل عطر اگین حضورت در قلبم بروید.

خدایا!

چون ماهیان که از عمق ووسعت دریا بی خبرند

عظمت عشق تو را نمی شناسم

فقط میدانم...

که معبود این دل خسته هستی

واگر دیده از من برگیری
خواهم مرد!       
http://www.mnaderi.ir/wp-content/uploads/2012/03/khodaya.gif


موضوع مطلب : خدا / عشق / سوختن
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:٠۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد


به یک زن احترام بگذارید، چون:
میتوانید معصومیتش را در شکل یک دختر حس کنید
میتوانید علاقه اش را در شکل یک خواهر حس کنید
میتوانید اشتیاقش را در شکل یک معشوقه حس کنید
میتوانید روحانیتش را در شکل یک مادر حس کنید
میتوانید برکتش را در شکل یک مادر بزرگ حس کنید
با این حال او محکم و استوار نیز هست .
قلبش بسیار لطیف، فریبنده، ملیح، بخشنده و سرکش است…
او یک زن است… و زندگی!!
به راستی زن با مرد برابر نیست؟!
نمیدانم! شاید شما راست میگوئید که برابر نیست!!!
اما...... به گمانم زن بیشتر از برابر است!




موضوع مطلب : دختر / زن


همــــه ماهــــر شــــده انــــد ...
یــــک نفــــر هــــزاران نفــــر را ,
بــــا هــــم دوســــت دارد ...!
امــــا مــــن !
نــــاشیانــــه بــــه یــــک نفــــر ,
دل میبنــــدم هـــــــــــــــزاران بــــار!!!
http://www.animateit.net/data/media/9/img97.gif
لباس تَنــــشو من خَریدم , دُکمـــــه هاشو یکی دیگه باز کرد...


موضوع مطلب :
درباره وبلاگ
مقداد

این روزا دیگه بازوهامم عین دلم یاریم نمیکنه وقتی رو تشک عشقت زمینم زدی انتظار داشتم حداقل به رسم جوانمردی دستامو بگیری... حالا که رفتی سر تمرینم دیگه زیاد زمین میخورم . کمرمو شکستی ... ================ جز دعا کار دگر نیست مرا .* شب روزت همه شاد .* دلت از غم آزاد .* همه ایام به کام .* و تو پیوسته سرافراز و ز هر غصه برون .* همچو گنجشک به هر بام ودرخت .* بنشینی خندان .* وسبکبال تر از برگ درخت .* در هوا رقص کنان .* مشق پرواز کنی سوی سپیدار بلند .* و ز تو نغمه مستی آید ... * لحظه هایت چون قند .* روزگارت لبخند .* هفته هایت پر مهر .* هر کجایی که قدم بگذاری .* همه از کینه تهی .* همه از قهر و عداوت خالی .* همه جا ، نام تو از مهر ، به لب ها جاری ... .* و تو با یاد خداوند بزرگ .* به سلامت ببری راه به پیش... .* ================ . مقداد...

پيوندها
نويسندگان
امکانات جانبی
RSS Feed
Online User ابزار پرش به بالا