بدرود تا روز موعود...
دل نوشته های پسری که عمرشو داد به باد... به پاش...

 

 

 

 

 

 

امروز رفتم از دستگاه خود پرداز پول بگيرم مبلغ رو زدم 50000

تومان

يه ده هزار تومنى داد!چهار تا پنج هزار تومنى داد!بيست تا

هزارى!

يه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزديک بود پولو برگردونم تو

دستگاه!

طفلى خودشو کشت 50 تومن منو جور کرد...!


 

دوستم بهم پیام داده" به سلامتی رفیقی که خدا هیچی بهش

نداد جز مرام و معرفت"

بی شعور الان به صورت غیر مستقیم بهم گفت که

نه مغز داری نه پراید داری نه قیافه داری نه خوشکلی داری پول

هم که نداری پس برو بمیر


 

اینجا ماسه هست جلوتر هم دریا حالا دریارو میبینم

امرسان زیبا جادار مطمئن تبلیغ تو حلقم اگه کسی فهمید به من

هم خبر بده


 

امروز رفتم دریخچالو وا کردم نگا انداختمو بستم

مامانم دراومده میگه باز ماه رمضون تموم شد اومدی سراغ

یخچال؟ :| :| :|

 

خخخخخه


 

تازه بينيمو عمل كردم(بينيم انحراف داشت اصلا فكر نكنيد واسه

زيبايي عمل كردماااااا)

دو روز از عملم گذشته حالا شما قيافمو فرض كنيد كل صورت

بتادين زده و گج دارهههه

تازه كبود هم شده از همه خنده دار تر يه جشمم شده انداره

نخود اون يكي اندازه معمولي(اغراق نباشه جشمام بزرگه)...

 

 

بابام اومده بالا سرم يه نگاه عاقل اند سفير بهم ميندازه

بعد ميگه::::خل و جل به جاي اونكه (؟؟؟)ميليون بابت اون بينيت

بدم

ميتونستم به يخجال واسه خونه كوهمون كه در حال ساخته بدم

و بخرم...

يعني محبت بدرانه تو حلقم

اولش كه توهين كرد با كفتن خل وجل بعدشم بيني نازنينمو با

يخجال مقايسه كرد

من كه ميدونم اين بابام،باباي واقعيمه...يعني اميدي

هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تاحالا تو همجين آمباس شديدي گير نكرده بودم.........


 

دوستان ازاین درقدیمیا که وسطش شیشه هست دیدین؟

 

 

در اتاقای مامانبزرگم اون شکلیه.قفلشم خرابه

ما حواسمون نبود درو بستیم.هرچی وسیله میخواستیم اون تو

بود.

خلاصه گفتن شیششودرمیاریم یکی بره توو...ازاینجور صحبتا.

هرکیو میفرستادیم رد نمیشد آخرش گفتن بیاتوبرو.منم فداکار

قبول کردم.

قرارشداز سربرم تو اینا پاهای منوبگیرن یواش یواش هلم بدن تو

که با دست فرود بیام

 

کورشم اگه دروغ بگم

اینا تا میدیدن دستم به زمین میرسه میکشیدنم بالا

مثل جاکلیدی تکونم میدادن و میخندیدن.

وقتی رو زمین مستقرشدم تا دوروز طول کشید تا خون از مغزم

به پاهام برسه

صورتم سرخه سرخ شده بود ولی خدایی خیلی خندیدیم.


 

این خواهر بزرگم همیشه منو گره گوری صدا میزد

حالا نشستم دارم لغات ته کتابو حفظ میکنم معنی لغت گره

گوریو داشته باشید:

کنایه از افراد بدبخت و سیاه بختو کورو کچل و لاغر و سیاه


 

من عاشق این سوالم...

من کجای زندگیتم؟؟؟

بعد طرف بگه خره تو خود زندگیمی

من عاشق این عاشقانه های سفت و محکمم


 

دقت کرده ای فاصله بینمان چه زیباست؟

فاصله بینمان را فرش کرده اند!

فرشی از آسفالت...

برایت زیبا نیست؟

بهتر است عینکت را عوض کنی!


 

گاهی شاپرکی را از تار عنکبوت میگیری...

خیلی ارام

تا رهایش کنی اما...

شاپرک میان دستانت له میشود!

نیت تو کجا و سرنوشت کجا...!!! :(


 

میگن یکی از نشونه هایه اعتیاد به اینترنت اینه که

تا از خونه میای اولین کاری که میکنی کامپیوترت رو میزنی تو

برق و مودم رو روشن میکنی...


 


امروز بستنی خریدیم(بله که پولداریم)باااااااورتون نمیشه روش

خلال پسته بود اونم ی عالمه بستنیاشم 1000 تومن بود

وای قلبم...هیچی دیگه همه خونواده پسته هاشو جدا کردیم

گذاشتیم بستنی چسبیده بهش آب بشه شستیمش

بعدم با رضایت کامل دادیم دست مامانم که تو هفت تا سوراخ

قایمش کنه

ساعت 12 شب هم یه جلسه فوری و فوق محرمانه داریم که

تصمیم میگیریم چیکارشون کنیم.

نظرای من ایناس:

باهاش تابلو هنری بسازیم بفروشیم.

بزاریم گرون تر شه باهاش نمایشگاه پراید بزنیم.

بفروشیمشون به بالا شهریا با دوبرابر قیمت و برج میلاد رو

بخریم.

بفروشیم با پولش سهام بخریم.

واسه خواهرم جهاز بخریم واسه داداشم زن بگیریم منم با

باقیش برم خارج درس بخونم؟

بنظر شما کدومش بهتره عایا؟

البته فعلا باید یه کمشو بفروشیم قلب بابامو عمل کنیم دی:

شما هم اینکارو میکنید آیا؟؟؟

هیچی دیگه منتظرم به معنی کلمه بچه دماغو برسم حالا!


 

 

با ارزش ترین چیزها رو می شه توی کیسه ی جارو برقی و

فاضلاب پیدا کرد

 

پیداکردم که میگم ها

 


 

 

میری مهمونی ، آهنگ میذارن خوراکِ باشگاه. میری باشگاه

آهنگ میذارن خوراکِ مهمونی!

 

ملت مشکل دارن

 


 

 

فک کنم یخچالمون یه در مخفی چیزی داره !!

 

اخه گودزیلامون یه چیزایی از تو یخچال بر میداره میخوره که

دهنم میرسه به زانوم از تعجب

 

دیگه شاخامو نگو که شدن شاخ گاوی

 

اخه اونارو از کجا میاره ؟؟؟!!

 

نه واقعا از کجا ؟؟

 


 

 

دیشب خیر سرم شیرموز هوس کردم..

 

رفتم مغازه یه پاکت شیر گرفتم و اومدم خونه و 2تا موز برداشتم

انداختم توو مخلوط کن و شیر رو خالی کردم روش..

 

تا دستگاه رو روشن کردم، عاغا چشمتون روز بد نبینه، یهو دیدم

2

 

تا موز دارن رو هوا پرواز میکنن..

 

 

نامرد بهم دوغ گازدار داده بود بجای شیر..!!:/

 

3

ساعت داشتم در و دیوار رو تمیز میکردم..!!:)

 



ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺏ ﻣﺜﻪ ﺟﺎ ﭘﺎﺭﮐﻪ ، ﻣﮕﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻪ ؟!!!
ﺣﺎﻻ ﻓﺮﺿﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪ ، ﮐﺪﻭﻣﺘﻮﻥ ﭘﺎﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻠﺪﯾﺪ ؟


خستگى و کوفتگى بعد از بیدار شدن خودش یه استراحت

 

مفصل میخواد !

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ :

“ﮐﻠﯽ ﭘﺴﺮ ﺑﺎ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻥ”

ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﭼﺮﺍ ﯾﻪ ﺧﻤﯿﺮ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯿﺨﺮﯼ ﺁﺧﻪ ؟؟؟

طبق معمول بلاک شدم …



بابام سر ظهر اومده خونه داد میزنه میگه :

شماها که هم خوابید پس این کولر واسه کی روشنه ؟؟!!



بعضیام انگار اول “بو عرق” بودن بعد دست و پا در آوردن !



یه عده هم هدفشون از عروسی اومدن اینه که قبل از اینکه

 

ماشین عروس از سالن برسه دم خونه زودتر خودشونو برسونن

اسفندو بگیرن دستشون و بغل گوسفند وایسن !

 

 

 من بابام وقتی یهو از خواب میپره دنبال کنترل تلویزیون میگرده ،

کاری هم نداره چند نفر دارن اون فیلمو میبینن ؛ کانالو عوض

میکنه دوباره میگیره میخوابه !

ﭘﺴﺮ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﺠﺎ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟

ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﺟﺎ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !

ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟

ﺩﺧﺘﺮ : ﻧــــَـــه ﺭﮊﯾﻤﻢ !

ﭘﺴﺮ : ﺧﺐ ﺑﺮﯾﻢ ﮐﺒﺎﺏ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺍﻣﺸﺐ ؟

ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺧﻮﺭﺩﻡ !

ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﺗﺎﺯ ﺑﺎﺯ ﺷﺪﺩﺩﺩﻩ ؟ ﻧﻈﺮﺕ ﭼﯿﻪ ؟

ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﻭﺭه !

ﭘﺴﺮ : ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﮒ ﺑﺰﻧﯿﻢ ؟

ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﯾﺸﺸﺸﺶ !!۱ ﻣﻦ ﺳﺎﻧﺪوﯾﭻ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭ ﭼﯿﺰﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻡ !

ﭘﺴﺮ : ﭘﺲ ﺑﻼﺍﺍﺍﺍﺧﺮﻫﻬﻬﻬﻬﻪ چیکار ﮐﻨﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﻢ ؟

ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﭼﯽ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !!!

ﺗﻼﺵ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ

ﺍست …

علــــم بهــــتر اســت يـا

پراید؟

همه چیز داشت خوب پیش می رفت تا اینکه...بزرگ شدیم!!!!!

ﯾﺎﺩﺷــــــ ﺑﺨﯿﺮ ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ 5 ﺗﺎ ﯾﻪ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﻣﻐﺎﺯﻩ
ﺗﺎ ﭼﯿﭙﺲ ﻭ 3 ﺗﺎ ﯾﺨﻤﮏ ﻭ 4 ﺗﺎ ﻟﻮﺍﺷﮑــــ ﻭ ﯾﻪ ﺑﺴﺘﻨﯽ
ﻣﯿﻮﻣﺪﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ . . . . . . . . . .
ﺍﻻﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ ، ﻫﻤﻪ
ﺟﺎ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﮔﺬاشتن

هیچ لذتی بالاتر از این نیس که.. 
به بچه ی 2-3ساله بگی مامانتو گرگ خورده... :))))

رفتم از دکه روزنامه بخرم یه زنه اومده میگه آقا ببخشید آدامس موزی دارید؟ مرده یه آدامس موزی بهش داده، زنه میگه نه یه طعم دیگشو میخوام!


آهنگ جدید یاس به نام وقت امتحان ...


سخته درسم...
رسیده وقت رفتن ...
به سر امتحانی که میدونم تهش ردم...
حس میکردم حرفای استاد با خرخوناشه
اونجا بود که فهمیدم این قصه اولاشه
وقت امتحانو ریدنه به برگمه...
و خودت میدونی که ریدم الکی جو نده
حرفای خونوادمم که نمک زخممه...
و تنها دلخوشیمم ترم های بعدمه...
او باز منمو حسرت یه نمره ی بیست...
که استاد بنویسه، تو گوشه ی لیست
میدونی چند بار افتادم برای یه درس بگذریم
دیگه بیست گرفتنشم برام مهم نیست...
توکه میدونستی دانشجوی ترم اخرتم ..
بگو با من دیگه چرا د اخه نوکرتم.

یه رفیق داریم اسطوره مشکلاته، بدشانس، بدهکار، تنها، مشروط…! یعنی دیگه مشکلی نمونده که این تجربه نکرده باشه. زنگ زدم بهش، میدونید آهنگ پیشوازش چی بود؟؟ همه چی آرومه… من چقد خوشحالم…!

روش های رفتن به خارج: ۱- اتوبوس ۲- قطار ۳- هواپیما ۴- فتوشاپ

در سه حالت میتونی برای «دیگران» مهم باشی: ۱٫ خوشگل باشی ۲٫ پولدار یا مشهور باشی ۳٫ بمیری

زندگی جان عزیزم! اگه مایلی یه چند قدمی باهام راه بیا.

نقش شاگرد مغازه در فیلم های ایرانی:

+هی پسر بپر برو سر کوچه دو کیلو شیرینی بخر بیار

-چشم اوستاااا

یک ضرب المثل کره ای هست که میگه: چینی اگر عقل داشت، ژاپنی میشد!

 

اینم از حرفای مامی سوشیانس

-من از سوسک وحشت دارم و هرچقدر هم سعی می کنم ، نمی توانم ترسم را به بچه منتقل نکنم. شبی در حالی که برایش کتاب می خواندم، از من پرسید: اون چیه که روی دیواره؟
من هم با دیدن سوسک آژیرکشان بچه را زیر بغلم زدم و پریدم توی اتاق خواب و بهنام بیچاره را که خواب بود ، از خواب پراندم و گیج و ویج فرستادمش توی سالن به قصد سوسک کشی و در اتاق خواب را هم از تو قفل کردم!
سوشیانس که تا به حال سوسک ندیده بود، التماس کنان می گفت: مامی اشاشه (اجازه) می دی سوسک بخورم؟!!!!!!!!!!!!
من: چی؟!!!!!!!!!! سوسک آلوده اس. مریض میشی.
سوشیانس: یعنی سوسک بخورم، دندونام خراب میشه؟! خب مسواک می زنم دیگه!
من:سبز
2-پا به سن بازی های خیالی گذاشته است. برایش پرتقال پوست کنده ام و پرپر کرده ام. یک پره پرتقال را برداشته و آمده به من می گوید:
مامی این پرتقال نیس، مجسمه اس. یه آقای عصفانیه(عصبانیه). داره دعبا(دعوا) می کنه. من نمی خورمش. تو بخورش!
3-دارم برای چندمین بار جین* ایر را می بینم. این بار به روایت فوکوناگایش را (2011). بازیگر فیلم میا واسیکووسکا را دیده، داد می زند:
بای(وای) شبیه مامیه. مامی منه! مامی منه!
به حدی هیجان زده شده که می نشیند و پا به پا بقیه فیلم را می بیند. هر وقت که بازیگر دور می شود، به جای چجا نفت؟(کجا رفت؟) معمول، می پرسد: مامی چجا نفتی؟!
به نظر خودم شباهت زیادی در میان نیست. احتمالا عناصری مثل روشنی پوست، بوری ابرو،  فرق وسط و سادگی صورتش این حالت را تداعی کرده است. وقتی هم که فیلم تمام می شود و می خواهم داخل جلد بگذارمش، عکس روی جلد را با محبت می بوسد و می گوید: مامان جون سوشیانس!بغل
مرا با موی روشن می پسندد. از همان اولی که موهایم را مشکی کردم، با من چپ افتاد. قبلا  گهگاه خود به خود از من تعریف می کرد: مامی خوشله. مامی خوشل(خوشگل) منه! الان، خود به خود تعریف نمی کند که هیچ، خودم هم که ازش می پرسم  به نظرت مامی خوشگله یا زشته؟ بلا استثنا می گوید: زست، زست،زست!(زشت)نیشخند
4-با سپاس از میترا جون مامان محمد حسن(از بچه های کلاس خانم مردوست-هر چند اینجا را نمی خواند) ، پازل را برای سوشیانس شروع کردم. گلدونه یک سری کیف پلاستیکی دارد که داخلش چهار پازل فومی چهار-شش-هشت و دوازده تکه دارد و برای شروع پازل سازی خیلی خوب است. بعد از آن، می توان از پازل های بزرگتر گلدونه استفاده کرد. من فصول و حیواناتش را گرفتم. البته کاش زودتر می گرفتم چون به سه سوت قلقش را یاد گرفت.
قیمت هر کیف 7500 تومان است و می توانید از شعبات گلدونه(سعادت آباد-رسالت) ،خانه کودک فراز(ابتدای ستارخان) و... تهیه کنید. سن شروعش هم از دو سال است.
5-دارم آشپزخانه را تمیز می کنم.
سوشیانس(خیلی جدی): مامی آشغال کیلویی چنده؟!
من:تعجب
6-کتابی از کریستین *بوبن درباره امیلی *دیکنسون (که چند سال پیش مقاله ای درباره اش نوشته بودم و در شماره 81 مجله ادبی گلستانه چاپ شد) می خواندم. بوبن نازنین در جایی از قول امیلی می نویسد: "در کودکی با خود می اندیشیدم که مادر کسی است که وقتی آزاری می بینی به او پناه می بری." این را که خواندم ، با خودم گفتم یادم باشد که هرگز مایه رنجش و آزار پسرم نباشم. وقتی قرار باشد از همه دنیا و ما فیها به من پناه ببرد که می برد ، من آزارش بدهم به که پناه ببرد؟
باید که مامنی باشم که همیشه بدون قضاوت و چشمداشت آغوش گرمم بچه ام را از جور زندگی در خود پنهان کند. حتی اگر روزی این بچه بزرگتر از آنی شود که در آغوشم جای گیرد و یا فرتوت تر و لرزان تر از آن باشم که در آغوش بگیرمش. هر چه بشود و هرکاری بکند، کار من عشق ورزیدن بی قید و شرط است. یادم باشد. 
7-بلد نیست بگوید: عجب گیری افتاده ام! به جایش از یکی از کتاب های می می نی اقتباس کرده: عجب دروغی گفتم!نیشخند
دیشب قرار بود آخر وقت به زمین بازی بوستان ببریمش که وسط راه دیدیم چه پی پی خفنی کرده و راه نداشت که در ماشین جفت و جورش کنیم.
سوشیانس: پس زمین بازی نمی ریم؟
بهنام: اول باید بریم خونه تو رو بشوریم. اگه شد اونوقت می ریم!
سوشیانس: ای بابا! عجب دروغی گفتم!
8-هر وقت بیرون می آید ، عذاب وجدان پیدا می کند که عروسک هایش را در منزل جا گذاشته است. خودش با خودش دیالوگی به شرح ذیل درست می کند و به جای عروسک ها هم دوبله می گذارد:
عروسک ها(با اعتراض): آقا سوشیانس! آقا سوشیانس!
سوشیانس: بع به (بعله-بله کشدار)
عروسک ها: تو چجایی(کجایی)؟ بازم که نفتی (رفتی) ددر!
سوشیانس: بازم می رم ددر!
عروسک ها: چرا با ما بازی نمی کنی؟ آخه تو چه جور بابایی هستی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سوشیانس: من اصن(اصلا)بابایی نیستم!
عروسک ها: چرا. تو بابایی ما هستی! پس کی با ما بازی می کنی؟
سوشیانس(با حرص): صب. صب. صب(صبح)!!!!!!!!!!!!خنده
9-به خاطر رسیدگی به ملکی ، مجبور شدیم یک روزه برویم زنجان و برگردیم و عملا به خاطر دوندگی های اداری نرسیدیم هیچ جا را ببینیم. فقط وقت برگشت ، به هر شکلی که شد توانستیم خودمان را به گنبد سلطانیه که بزرگترین گنبد آجری جهان و سومین بنای مرتفع دنیا از این دست است ، برسانیم. ضمن بازدید ، ازش پرسیدم: سوشیانس از این جا خوشت می آد؟
با لحن سخره آمیز یک آدم بزرگ گفت: خوشم می آد؟ معرکه س. عالیه!عینک
10-مهم نیست که هر چه بزرگتر بشود ، مشکلاتش هم بزرگتر می شوند. هر چه پیش تر می رویم و بیشتر با هم ارتباط (خصوصا از نوع کلامیش) برقرار می کنیم ، بیشتر دوستش دارم. به خصوص که دنیاهای مشابهی داریم. باردار که بودم ، یک بار از بهنام پرسیدم که دوست داری قیافه اش به تو برود یا شخصیتش؟ گفت: شخصیتش. من هم گفتم: قیافه اش. الان کاملا به عکس شده است: قیافه اش به او رفته و شخصیتش به من! در او کودکی خود را باز می یابم هرچند هوشمندانه تر و بزرگمنشانه تر.
"فرشته اش به دو دست دعا نگه دارد" ، او را و همه بچه های دنیا را.http://www.patugh.ir/up/2012/11/jom1.jpg

تركه ميره تو يه طويله كه پر از خر بوده . وقتي ميره تو ميگه : واي چه آينه كاري قشنگي

http://images.khabaronline.ir/Images/news/Larg_Pic/16-10-1391%5CIMAGE634929870795832684.jpg

: چراغ دستشويي ترکه خاموش ميشه. ترکه ميگه : اههههههه بازم بايد از حفظ برينم!!! ***

http://www.shahrefarsi.com/wp-content/uploads/2013/05/%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B7%D9%86%D8%B22.jpg

پيرزنه جلوي يه تاكسي رو ميگيره و ميگه: دربست، نماز جمعه! راننده ميگه: ولي مادر، امروز سه‌شنبه است! پيرزنه ميگه: اي واي، خاك بر سرم، ديدي ديشب حاجي گولم زد

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/Hesam/2.jpg

ق.ظ): يارو تو انتخابات كانديد ميشه، بعد كه رايها رو ميشمرن، ميبينه سه تا راي آورده. شب ميره خونه، خانومش در جا يكي ميخوابونه تو گوشش، ميگه: ميدونستم پاي يك زنه ديگه هم وسطه!!!

http://paris98.ir/wp-content/uploads/2013/03/f683b372cc7e.jpg



درباره وبلاگ
مقداد

این روزا دیگه بازوهامم عین دلم یاریم نمیکنه وقتی رو تشک عشقت زمینم زدی انتظار داشتم حداقل به رسم جوانمردی دستامو بگیری... حالا که رفتی سر تمرینم دیگه زیاد زمین میخورم . کمرمو شکستی ... ================ جز دعا کار دگر نیست مرا .* شب روزت همه شاد .* دلت از غم آزاد .* همه ایام به کام .* و تو پیوسته سرافراز و ز هر غصه برون .* همچو گنجشک به هر بام ودرخت .* بنشینی خندان .* وسبکبال تر از برگ درخت .* در هوا رقص کنان .* مشق پرواز کنی سوی سپیدار بلند .* و ز تو نغمه مستی آید ... * لحظه هایت چون قند .* روزگارت لبخند .* هفته هایت پر مهر .* هر کجایی که قدم بگذاری .* همه از کینه تهی .* همه از قهر و عداوت خالی .* همه جا ، نام تو از مهر ، به لب ها جاری ... .* و تو با یاد خداوند بزرگ .* به سلامت ببری راه به پیش... .* ================ . مقداد...

پيوندها
نويسندگان
امکانات جانبی
RSS Feed
Online User ابزار پرش به بالا