بدرود تا روز موعود...
دل نوشته های پسری که عمرشو داد به باد... به پاش...
یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:٤۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مقداد

همین دیشب تو وب گردی های سر گردانم به یه وبلاگ برخوردم ..

وقتی به خودم اومدم دیدم ساعتهاست دارم مطالبشو زیر و رو میکنم

قالب و فانتزی های اونچنانی هم نداشتا >>> آره این حرفای دله آدماست که

بقیه رو مجذوب میکنه گاهی اوقات تو بلندی هایی که وایمیستم

حس میکنم به یه عرفانی رسیدم

نمیدونم شاید به خدا نزدیکتر میشم اما ...

روزها حتی ماه ها شاید طول بکشه تا آدم متوجه خیلی چیزا بشه که تا اون موقع بی تفاوت بوده بهشون

حتی وقتی چیزی کم نداری ...

آدم یه لحظه به خودش میاد چه کارا که نکرده و چه کارا که نباید میکرده و کرده..

خواننده عزیز نمیدونم چی تو دلت میگذره اما برامن بزرگترین درد از دست دادن فرصت هایی بوده که از دست دادمشون

آره زمان رو هیچی جبران نمیکنه... هیچی

گوشه ی این دنیای مسخره گاهی چه آدما پیدا میشن واقعا

ماها از کی داریم الگو میگیریم؟ واقعا؟؟؟



موضوع مطلب : درد دل / ممتاز
درباره وبلاگ
مقداد

این روزا دیگه بازوهامم عین دلم یاریم نمیکنه وقتی رو تشک عشقت زمینم زدی انتظار داشتم حداقل به رسم جوانمردی دستامو بگیری... حالا که رفتی سر تمرینم دیگه زیاد زمین میخورم . کمرمو شکستی ... ================ جز دعا کار دگر نیست مرا .* شب روزت همه شاد .* دلت از غم آزاد .* همه ایام به کام .* و تو پیوسته سرافراز و ز هر غصه برون .* همچو گنجشک به هر بام ودرخت .* بنشینی خندان .* وسبکبال تر از برگ درخت .* در هوا رقص کنان .* مشق پرواز کنی سوی سپیدار بلند .* و ز تو نغمه مستی آید ... * لحظه هایت چون قند .* روزگارت لبخند .* هفته هایت پر مهر .* هر کجایی که قدم بگذاری .* همه از کینه تهی .* همه از قهر و عداوت خالی .* همه جا ، نام تو از مهر ، به لب ها جاری ... .* و تو با یاد خداوند بزرگ .* به سلامت ببری راه به پیش... .* ================ . مقداد...

پيوندها
نويسندگان
امکانات جانبی
RSS Feed
Online User ابزار پرش به بالا