بدرود تا روز موعود...
دل نوشته های پسری که عمرشو داد به باد... به پاش...
شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ :: ٢:۱٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مقداد

http://sahen_entezar.loxblog.net/upload/sahen_entezar/image/sahen/image_74991.jpg

فاحشه بودن به تن فروشی نیست

به فروختن خاطرات قدیمی به بهای ورود یک تازه وارد است!

http://axgig.com/images/55682644511063542099.jpg


خدایا!
جسم من دشتی است ...

که بذر نیکی در آن می کارم

وبا نام تو ان را ابیاری می کنم

تا گل عطر اگین حضورت در قلبم بروید.

خدایا!

چون ماهیان که از عمق ووسعت دریا بی خبرند

عظمت عشق تو را نمی شناسم

فقط میدانم...

که معبود این دل خسته هستی

واگر دیده از من برگیری
خواهم مرد!       
http://www.mnaderi.ir/wp-content/uploads/2012/03/khodaya.gif


موضوع مطلب : خدا / عشق / سوختن
درباره وبلاگ
مقداد

این روزا دیگه بازوهامم عین دلم یاریم نمیکنه وقتی رو تشک عشقت زمینم زدی انتظار داشتم حداقل به رسم جوانمردی دستامو بگیری... حالا که رفتی سر تمرینم دیگه زیاد زمین میخورم . کمرمو شکستی ... ================ جز دعا کار دگر نیست مرا .* شب روزت همه شاد .* دلت از غم آزاد .* همه ایام به کام .* و تو پیوسته سرافراز و ز هر غصه برون .* همچو گنجشک به هر بام ودرخت .* بنشینی خندان .* وسبکبال تر از برگ درخت .* در هوا رقص کنان .* مشق پرواز کنی سوی سپیدار بلند .* و ز تو نغمه مستی آید ... * لحظه هایت چون قند .* روزگارت لبخند .* هفته هایت پر مهر .* هر کجایی که قدم بگذاری .* همه از کینه تهی .* همه از قهر و عداوت خالی .* همه جا ، نام تو از مهر ، به لب ها جاری ... .* و تو با یاد خداوند بزرگ .* به سلامت ببری راه به پیش... .* ================ . مقداد...

پيوندها
نويسندگان
امکانات جانبی
RSS Feed
Online User ابزار پرش به بالا